موضوع: "ماهیت قیام امام حسین علیه السلام"

بررسی سیره زندگی حضرت فاطمه زهرا (س) به عنوان الگوی زنان عالم

نوشته شده توسطمدرسه علمیه الزهرا (س) فامنین 27ام بهمن, 1395

بسمه تعالی

نشست های اخلاقی در ایام فاطمیه با بررسی سیره زندگی حضرت فاطمه زهرا(س) به عنوان الگوی زنان عالم در مدرسه علمیه الزهرا(س) شهرستان فامنین برگزار شد.

 

به گزارش رابط خبری، در دهه اول ایام فاطمیه مراسم سوگواری و عزاداری شهادت جانسوز دخت نبی(ص) با حضور حداکثری اساتید و خواهران طلبه و بانوان فامنین برگزار شد.

در این مراسم ها اساتید سخنرانی کرده و به بررسی سیره زندگی بهترین بانوی دو عالم پرداختند.

زهرا نقوی با بیان پرتوی از شخصیت نورانی و زندگی حضرت فاطمه(س) گفت: زندگی اکثر خانواده ها با وجود عصر ارتباطات و اطلاعات دست خوش تغییر و تقلید از فرهنگ های بیگانه شده است. در زندگی توجه به مسائل فرعی و غیر ضروری ارزش پیدا کرده و کمتر به مباحث دینی و اعتقادی پرداخته می شود.

وی تأکید کرد: مادران به عنوان مدیران خانواده نقش اساسی در تربیت فرزندان داشته و پایه گذار سنت های حسنه در رفتار کودکان و همسرانشان می باشند. اگر به دنبال ارزش و حرمت در کانون خانواده هستیم باید زندگی بزرگان دینی و ائمه اطهار علیهم السلام را مد نظر قرار داده و سیره زندگی حضرت زهرا(س) را مطالعه کنیم.

استاد مدرسه الزهرا فامنین ادامه داد: فاطمه در همسر داری نمونه کامل بود و در تربیت فرزندان بهترین الگو برای ماست.

مهناز گوهری هم با بیان اوصاف حضرت زهرا (س) به شخصیت والای حضرت اشاره کرد و بیان داشت: رسول اکرم(ص) به فاطمه (س) فرمود: ای فاطمه! آیا می دانی چرا فاطمه نامیده شده ای؟علی (ع) که در مجلس حاضر بود پرسید: ای فرستاده خدا ی متعال ! چرا چنین نامیده شده است؟ آن حضرت فرمود: زیرا او و شیعیانش از آتش دوزخ ، بریده شده اند.

وی اذعان کرد: با شرح اوصاف و روش زندگی دختر پیامبر(ص) می توان روش های درست خانه داری و فرزندپروری و الگو برداری از حضرت را در زندگی تبیین کرد و راه درست رفتار و کردار و سبک زندگی اسلامی را در نظر گرفت.


 

 

 

 

 

 

 

 

انتهای پیام/ح

 

پرتوی از شخصیت حضرت فاطمه زهرا(س) در نشست اخلاقی

نوشته شده توسطمدرسه علمیه الزهرا (س) فامنین 27ام بهمن, 1395

بسمه تعالی

نشست اخلاقی با موضوع بررسی سیره زندگی حضرت زهرا(س) با حضور امام جمعه، در مدرسه علمیه الزهرا(س) شهرستان فامنین برگزار شد.

 

به گزارش رابط خبری، حجت الاسلام والمسلمین رضا مصباح در نسشت اخلاقی با حضور خواهران طلبه به بررسی سیره زندگی فاطمه زهرا(س)، سرور زنان عالم و مادر امامان معصوم علیهم السلام اشاره کرده و گفت: فاطمه بانویی بزرگوار و پاکدامن و میوه نبوت، دختر سرور پیامبران و پیشوای پرهیزکاران است.

 

وی افزود: به فرموده امام صادق(ع)؛ برای فاطمه نزد خداوند نه نام است که عبارتند از ” فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، رضیه، مرضیه، محدثه و زهرا “. و فاطمه یعنی کسی که از هر شر و بدی بریده باشد.و تنها هم کفو و همتای ایشان برای ازدواج تنها مولا علی علیه السلام بود. مقام فاطمه در نزد پیامبر بزرگ و جایگاهش گرامی بود و او را مکنی به ام ابیها(مادر پدرش) کرد و در دوستی و محبت ، موقعیتی به او بخشید که هیچ کس با وی قابل مقایسه نبود.

 

حجت الاسلام مصباح تصریح کرد: علاقه و محبت رسول خدا(ص) به فاطمه(س) بیشتر از آن حد بود که مردم گمان می کردند، افزون تر از آنکه مردان به دخترانشان احترام می کنند، بلکه از مرز دوست داشتن پدران نسبت به فرزندان بسیار فراتر بود. پیامبر(ص) به هنگام دلتنگی از بهشت فاطمه را بو می کردند و برای رفع اندوه خود به چهره زهرا(س) نگاه می کردند.

 

وی افزود: از رسول خدا(ص) روایت است که آن حضرت در باره فاطمه فرمود: فاطمه دل و جان من است و هر که او را بیازارد، مرا آزرده است و هر که مرا بیازارد خدا را آزرده است.

 

استاد اخلاق با بیان اوصاف حضرت ادامه داد: در میان امت عابد تر از فاطمه(س) وجود نداشت و عمر شریف آن حضرت 18 سال بود و فاطمه هشت سال با رسول خدا(ص) در مکه زیست و سپس با ایشان به مدینه منوره مهاجرت کرد و حضرت محمد(ص) پس از مهاجرت به این شهر، او را به عقد حضرت علی(ع) درآورد و هنگامیکه پیامبر اکرم رحلت فرمود، فاطمه پس از پدر بزرگوارش، هفتاد و پنج و در روایتی نود و پنج روز زندگی کرد. فاطمه پس از پیامبر(ص) در راه ولایت به شهادت رسید و شبانه غسل شد و مخفیانه به خاک سپرده شد.

 

 

انتهای پیام/حاجیلو

 

 

زندگی حضرت فاطمه زهرا(س)

نوشته شده توسطمدرسه علمیه الزهرا (س) فامنین 23ام بهمن, 1395

بسمه تعالی


فاطمه وصفی است از مصدر فطم؛ و فطم در لغت عرب به معنی بریدن، قطع کردن و جدا شدن آمده‌است. این صیغه که بر وزن فاعل معنی مفعولی می‌دهد، به معنی بریده و جدا شده‌است.[۴][۵][۶]

الخطیب البغدادی و ابن حجر الهیتمی در الصواعق المحرقة آورده‌اند: «خداوند او را فاطمه نامید چراکه خداوند او و دوستارانش را از آتش جهنم قطع کرده است.»[نیازمند منبع] همین‌طور دیلمی است که در سنن الأقوال والأفعال از أبی هریرة می‌آورد: «به درستی که فاطمه نامیده شد چراکه خداوند او و دوستدارانش را از آتش جهنم قطع کرده است.».[نیازمند منبع] اما محب الدین الطبری در ذخائر العقبی به جای دوستداران، فرزندانش را می‌آورد و می‌گوید: خداوند او و فرزندانش را از آتش جهنم قطع کرده است.[نیازمند منبع]

زندگی‌نامه
برخلاف منابع مذهبی بسیاری که در مورد فاطمه وجود دارد، گزارش‌های خالص تاریخی زیادی در مورد زندگی او وجود ندارد. اطلاعات خالص تاریخی در مورد فاطمه بسیار اندک می‌باشند و بیشتر گزارش‌ها تنها برگهایی نامهم از زندگی وی را پوشش می‌دهد.[۷]

کودکی و جوانی
در تاریخ تولد فاطمه اختلاف نظر وجود دارد (بین ۵ سال پیش از آغاز پیامبری محمد یا ۲ سال پس از آن)[۸] اما نظر دیگر سال ۶۰۵ میلادی یا ۵ سال پیش از آغاز دعوت محمد است.[۱][۹][۱۰] هر چند در صورت درست بودن این تاریخ، سن ازدواج فاطمه بالاتر از ۱۸۸ سال نشان داده می‌شود که این امر در سرزمین عربستان در آن دوران، غیر معمول به نظر می‌رسد.[۳] منابع اهل تشیع زمان تولد او را دیرتر از این تاریخ و بین ۲ یا ۵ سال پس از وحی اولین آیه‌ها (بعثت) عنوان می‌کنند.[۱۱] ولی در صورت درستی این تفاسیر، سن خدیجه مادر او در هنگام تولد فاطمه، بالاتر از ۵۰ سال خواهد بود.[۳] فاطمه در بسیاری موارد، چهارمین فرزند دختر محمد، پس از زینب، رقیه و ام کلثوم شمرده می‌شود، به عقیده برخی از محققان شیعه، او تنها دختر محمد است.[۱۲][نیازمند منبع] فاطمه تنها فرزند محمد بود که به اندازه‌ای عمر کرد که فرزندانی از خود باقی بگذارد.[۷]

بعد از تولد فاطمه، خدیجه پرستاری از او را شخصاً به عهده گرفت این برخلاف سنت معمول آن زمان بود که مردم مکه فرزندان تازه به دنیا آمده خود را به دایه‌هایی از روستاها و بادیه نشینان اطراف می‌سپردند.[۱۳] او ایام جوانی را تحت حمایت والدین خود در مکه و در دورانی که قریش مشکلات و رنجهای زیادی برای پدرش بوجود آورده‌بودند، گذراند.[۳]

ازدواج
عمر و ابوبکر خواستار ازدواج با فاطمه بودند، اما محمد پیشنهاد ازدواج آن‌ها را نپذیرفت و گفت که «امر او با خدا است».[۱۴][۱۵] علی به سبب فقرش جرأت پاپیش گذاشتن نداشت و این محمد بود که کار را بر علی آسان نمود. محمد به او گفت که علی صاحب زرهی است که اگر آن را بفروشد می‌تواند پول کافی برای مهر فاطمه تهیه نماید. علی با فروش زره و وسایلی دیگر و شتر یا میش حدود ۴۸۰۰ درهم فراهم نمود که مبلغ خیلی معمولی بود. به توصیه محمد یک سوم تا دو سوم مبلغ خرج عطریات شد و بقیه صرف خرید ضروریات منزل گردید. آنگاه محمد فاطمه را از قولی که به علی داده بود آگاه نمود. بگفته ابن سعد، فاطمه چیزی نگفت و محمد این را نشانه رضا دانست.[۳] برخی نویسندگان شیعه مانند شیخ طوسی گفته‌اند که وقتی علی فاطمه را از محمد خواستگاری کرد، محمد به او گفت قبل از تو نیز چند نفر این تقاضا را داشتند؛ ولی هر گاه من به فاطمه می‌گفتم اظهار بی میلی می‌کرد، چند لحظه صبر کن تا من نزد او بروم و برگردم. سپس خواستگاری علی را به گوش فاطمه رسانید. فاطمه ساکت ماند و صورتش را برنگرداند و محمد کراهتی در چهره اش ندید و به همین دلیل آن را دلیل بر رضا دانست.[۱۶] واگلیری می‌گوید مطابق سایر منابع فاطمه اعتراض می‌کند و محمد مجبور می‌شود که دخترش را اینگونه راضی کند که علی کسی است که از فضل و خویشاوندی و اسلام او آگاهی دارد و او اولین کسی بوده‌است که اسلام آورده‌است.[۳] دنیس صوفی روایت گلایه فاطمه در ازدواج با علی (و به دنبال آن برشمردن صفات خوب علی از جانب محمد) را در زمره روایت‌های مناقشه برانگیزی می‌داند که مقصود آشکار آن استخراج مدح برای علی است. علی مسکنی نه چندان دور از محمد برای فاطمه ساخت.[۱۷] اما فاطمه خانه‌ای نزدیکتر به پدر از علی خواست و به همین سبب یکی از اهالی مدینه بنام حارثه ابن النعمان خانه خود را به زوج جوان بخشید.[۳]

زندگی زناشویی با علی
رابطه زناشویی علی و فاطمه رابطه ویژه‌ای بود و تک همسری علی تا پایان عمر فاطمه نشانه‌ای بر این امر است. منابع اهل سنّت این کنجکاوی را -که چرا علی تک همسری را در زندگی با فاطمه اختیار کرده- با حدیثی توضیح می‌دهند که در آن علی از دختر ابو جهل خواستگاری می‌کند ولی پیامبر به او این اجازه را به این دلیل که باعث ناراحتی فاطمه می‌شود نمی‌دهد.[۱۸] به نوشته ایرانیکا بنوهشام ابن المغربه از قبیله قریش به علی پیشنهاد کرد تا با یکی از دخترانش ازدواج نماید. علی پیشنهاد را رد نکرد ولی هنگامی که خبر به محمد رسید محمد به دفاع از فاطمه پرداخت و گفت «فاطمه پاره تن من است» و «هرکس فاطمه را بیازارد مرا آزرده‌است». به نظر می‌رسد که همزمان علی از جُوَیر، دختر ابوجهل، خواستگاری کرده‌بود. در این هنگام محمد در بالای منبر اعلام کرد که او تنها در صورت طلاق دادن فاطمه می‌تواند با دختر ابوجهل ازدواج کند.[۳][۷]

به گفته دنیس صوفی سه نسخه مشهور این حدیث توسط مِسوَر بن مَخرَمه روایت شده‌اند که در هنگام وفات پیامبر حدود نه سال داشته‌است. او برخی از این روایت‌ها را در راستای بدنام کردن علی و برخی دیگر را در جهت تثبیت ایدئولوژی اهل سنّت می‌داند که در آن مرتبه فضیلت خلفای راشدین بر اساس ترتیب حکمفرمایی آنهاست (و خلیفه‌های قبل از علی از او برتر شمرده می‌شوند).[۱۹]

برخی از نویسندگان سنی مذهب مانند البلاذری در کتاب الانساب، ترمذی، بخاری در صحیح بخاری و یا احمد بن حنبل در کتاب مسند نقل می‌کنند که زندگی فاطمه با علی همراه با اختلافات و کشمکش‌هایی بین این زوج بود و رفتار علی با فاطمه همراه با «شدة» و «غلاظ» بوده‌است. در این موارد فاطمه برای شکایت پیش محمد می‌رفت و در چندین مورد محمد مجبور به دخالت شد.[۳][۷] ورنا کلمبه استناد طبقات ابن‌سعد، نوشته است که فاطمه یک بار از درشتی کلام علی آزرده شد به پدرش برای میانجی گری رجوع کرد که در نتیجه آن علی سوگند یاد کرد دیگر کاری خلاف میل فاطمه انجام ندهد.[۲۰]

دنیس صوفی معتقد است در روایت‌های شکایت بردن فاطمه به پیامبر، از فاطمه به عنوان وسیله‌ای برای بالا بردن شأن علی استفاده شده‌است. چرا که گلایه‌ها از علی مقدمه‌ای برای مدح علی می‌شوند. در واقع، هرگاه فاطمه مشکل و یا نگرانی در زندگی دارد، از تحسین علی برای آرام کردن او استفاده می‌شود. او با اشاره به اینکه صفات برشمرده شده از علی در برخی از این احادیث مشابه صفاتی هستند که در احادیث مربوط به ازدواج برای متقاعد کردن فاطمه استفاده شده‌اند، این احادیث را صرفاً ابزاری روایی برای مدح علی می‌داند. به زعم او دلیل حذف نشدن این احادیث - با وجود تعارض با دیگر احادیث شیعه که در آن از ازدواج علی و فاطمه با عنوان الهی یاد می‌شود - همانا استفاده‌ای است که از این احادیث برای بالا بردن سیمای علی در دعوای شیعه و سنّی در مسئله خلافت می‌شود.[۲۱]

گفته می‌شود یکی از تعابیر لقب ابوتراب (از القاب علی) این است که روزی پس از مجادله با فاطمه، علی بجای پاسخ به خشم فاطمه خاک بر سر خویش پاشانده‌است. محمد با دیدن این صحنه علی را ابوتراب نامید.[۳][۲۰] به گفته علامه امینی در الغدیر، این کنیه را پیامبر آن گاه که دید او بر روی زمین خوابیده و خاک بر پهلوی او نشسته است به او داد. به گفته امینی ابو تراب از محبوب‌ترین القاب علی بود و این لقب از طرف محمد پیش از ازدواج علی به او داده شده است (در جمادی‌الاول یا جمادی‌الثانی سال دوم هجرت در غزوهٔ العشیره یا یوم‌التآخی، یعنی روز عقد برادری همهٔ مسلمان).[۲۲]

تقی‌زاده داوری نویسنده شیعه به این نکته اشاره می‌کند که در شریعت اسلام حق طلاق در اختیار مرد است و طلاق اکراهی نیز باطل است. وی با این استدلال که پیامبر نمی‌توانسته برخلاف باورهایی که خود، آنها را به عنوان احکام الهی بر مردمان ابلاغ کرده از علی بخواهد -آن طور که در روایت آمده- «ابتدا فاطمه را طلاق دهد»، این روایت را باطل می‌داند.[۲۳]

به گفته جعفر شهیدی اگرچه موضوع میانجی‌گری محمد میان علی و فاطمه، در نوشته‌های تاریخ‌نویسان امروزی و در منابع اولیه (هم در منابع سنی، هم در منابع شیعه) آمده‌است، علمای شیعه همچون مجلسی و صدوق احتمال صحت این روایات را پائین دانسته‌اند. از دید آنان منش علی و فاطمه با یکدیگر چنان نبوده که میانشان چنان رنجشی رخ دهد که نیاز به میانجی افتد. به نوشته جعفر شهیدی، نسبت اختلاف میان علی و فاطمه بدان حد که کار به داوری محمد میان آنان بینجامد با اعتقاد شیعیان مبنی بر عصمت علی و فاطمه مغایرت دارد.جعفر شهیدی سندیت ماجرای خواستگاری را نیز «ضعیف» و «بدون پایه استوار» می‌داند، چرا که اصل روایت آمده در منابع اولیه همچون صحیح بخاری، متعلق به مِسوَر بن مَخرَمه‌است. راوی در آن زمان کودک بوده و الفاظی را به کار می‌برد که اشاراتی نامنطبق با دانسته‌ها دارد. (مثلاً زنده بودن ابوجهل در زمان ماجرا)؛ همچنین از دید شهیدی چنین روایتی که شِکوِهٔ محمد را از علی را با سخنرانی در میان عموم نشان دهد باید در منابع شایع‌تر از این باشد.[۲۴]

فقر و تنگدستی در سال‌های آغازین ازدواج
دلیلی وجود ندارد که احادیث در مورد فقر فاطمه و علی را رد کرد. اما این فقط مربوط به سالهای اول ازدواج آنها بود. یعنی دوره‌ای که بسیاری از اعضای جامعه مسلمانان به مانند علی و فاطمه فقیر بودند. تنها پس از فتح خیبر بود که دوران فقر این زوج تمام شد. زیرا آنها توانستند بعنوان یکی از مسلمانان نمونه، سهمی از محصولات این واحه ثروتمند دریافت نمایند.[۳] به گفته کارن رافل استقامت فاطمه در برابر تنگدستی الگویی برای شیعیان است تا با ایمان به خدا به رویارویی با رنج‌های زندگی بپردازند.[۲۵]

تسبیحات فاطمه
 
فلزکاری با طرح خطاطی از نام فاطمه در تهران
در سال های اول ازدواج علی پول کمی کسب می‌کرد. او از چاه آب می‌کشید و مزارع دیگران را آبیاری می‌کرد. فاطمه نیز خود خدمتکاری نداشت و خود غلات را با دست آسیاب می‌کرد و بر اثر کار دستانش تاول زده بود. روزی علی خبر دار می‌شود که پیامبر چند برده دریافت کرده‌است. علی فاطمه را می‌فرستد تا یکی از این برده‌ها را از پدرش دریافت نماید. فاطمه پیش پدر می‌رود اما در خود این را نمی‌بیند که چنین درخواستی نماید. سرانجام علی خود به همراه فاطمه راهی منزل پیامبر می‌شود، اما در خواست او از طرف پیامبر رد می‌شود. پیامبر به آنها گفت که «او نمی‌تواند اجازه دهد که اصحاب صفه از گرسنگی رنج بکشند» و «من باید برده‌ها را بفروشم و پول آنها را صرف کمک به آنها کنم». پیامبر در عوض تسبیحی که به تسبیح فاطمه زهرا معروف است را به زوج جوان می‌آموزد. گویند علی هیچگاه پیش از خواب، گفتن این تسبیح را ترک نمی‌کرد.[۳] جعفر صادق امام ششم شیعیان دربارهٔ تسبیح فاطمه زهرا گفته است: «چون به خوابگاه خود رفتی، سی و چهار بار الله اکبر، سی و سه بار الحمد لله و سی و سه بار سبحان الله بگو و آیة الکرسی و دو سوره معوذتین را با ده آیه اول سوره صافات و ده آیه از آخرش بخوان.[۳]

فرزندان
حسن مجتبی در سال دوم هجری/ ۶۲۵ میلادی زاده شده‌است که در این صورت ازدواج فاطمه نمی‌تواند بعد از غزوه بدر بوده باشد. یا به روایتی در نیمه رمضان سال سوم هجرت بوده‌است. فاطمه حسین را پنجاه روز پس از تولد حسن باردار شد و در اولین روزهای ماه شعبان بسال چهارم هجرت به دنیا آورد. در کنار این دو پسر و فرزند مرده به دنیا آمده محسن، فاطمه دو دختر به دنیا آورد که به نام دو تن از عمه‌هایشان زینب و ام کلثوم نامگذاری شدند.[۳]

فعالیت‌های اجتماعی
بنظر می‌رسد که فاطمه تنها در سه فعالیت سیاسی مهم حضور داشته اشت که هر سه در تمام منابع شیعه و سنی ثبت‌شده‌است هر چند به روایات متفاوت مشارکت‌داشته‌است. نپذیرفتن محافظت از ابوسفیان پس از فتح مکه، دفاع شهامت‌مندانه او از علی پس از وفات محمد و مخالفت با انتخاب ابوبکر به عنوان خلیفه و منازعات خشن با عمر، ادعای مالکیت وی بر اموال پدر و به چالش کشیدن ابوبکر بخصوص در مورد فدک و سهم خیبر که کلاً توسط ابوبکر پذیرفته نشد.[۷] بر خلاف زاهدان که امور دنیا را به کناری می‌نهند هم منابع تاریخی و هم منابع دینی مشارکت فعال فاطمه در منزل و در اجتماع را ثبت کرده‌اند. دانش حقوقی فاطمه و عدالتجویی او نشانه حضور وی در امور اجتماعی است.[۲۶]

اختلافات مالی با ابوبکر
نوشتار‌های اصلی: اختلاف مالی فاطمه و عباس با ابوبکر، فدک و خطبه فدکیه
پس از وفات پیامبر اسلام، کشمکشی بین ابوبکر از یک طرف و فاطمه و عباس (عموی محمد) بر سر اموال محمد بوجود آمد. این اختلاف بر سر اموالی مانند فدک و سهمی از خیبر بود. فاطمه و عباس ادعای تملک و به ارث رسیدن این اموال را داشتند. اما از طرف دیگر ابوبکر از دادن این اموال به آنان سر باز زد با این استدلال که پیامبر به او گفته‌است که این اموال او به ارث نمی‌رسد و باید صرف صدقه شود. بررسی احادیث نشان می‌دهد که در طی دو مرحله فاطمه در این مورد با ابوبکر به جدال پرداخت که در مرحله اول عباس نیز در این اختلاف حضور داشت. بطور طبیعی موضع شیعیان بر این است که این اموال متعلق به فاطمه‌است و آنها توسط ابوبکر غصب شده‌است.[۳] سید جعفر شهیدی، از افراد غیر شیعه‌ای همچون ابن ابی الحدید و نقیب بصری یاد می‌کند که به نقل رویداد خطبه فدکیه پرداخته‌اند. او با این استدلال که این افراد (اهل سنت معتزلی) سودی از جعل این روایات نمی‌بردند رویداد دعوای حقوقی فدک را صحیح می‌داند.[۲۷]

دنیس صوفی می‌نویسد «احادیثی که بر دخیل بودن فاطمه در رویدادهای پس از وفات پیامبر دلالت دارند، با وجود جانب دارانه بودنشان حاوی مقداری حقیقت هستند. به این دلیل که اهل سنّت نتوانستند به طور کامل آنچه را که به وضوح برای باز سازی تاریخشان زیان آور بود محو کنند: این مسئله که فاطمه با ابو بکر بر سر ضبط خلافت و املاک پیامبر دعوا داشته‌است، اینکه فاطمه هیچ‌گاه او را به خاطر کارهایش نبخشید، و اینکه وفات او برای مدتی (احتمالاً به خواست خود فاطمه) مخفی نگاه داشته شد تا مانع سرپرستی ابو بکر از مراسم کفن و دفن فاطمه شود. چیزی که در این مورد کنایه آمیز است، این است که این پنجره کوچک به شخصیت فاطمه توسط اهل سنّت نادیده گرفته شده یا کوچک شمرده شده ولی توسط شیعیان بزرگ شده و بیش از اندازه روی آن تأکید شده‌است.»[۲۸]

رویداد خانه فاطمه
نوشتار اصلی: رویداد خانه فاطمه
رویداد خانه فاطمه (به عربی:حَرق دار)، به روایاتی اشاره می‌کند که بر اساس آنها ابوبکر پس از انتخاب شدن به عنوان خلیفه مسلمانان به همراه عده‌ای از همراهان از جمله عمر به قصد گرفتن بیعت به خانه علی می‌رود و در آنجا با مقاومت علی و فاطمه روبرو می‌شود. بنا بر نوشته منابعی مانند یعقوبی و بلاذری عمر در این واقعه «تهدید» می‌کند که اگر اجازه ورود به او ندهند خانه را به آتش می‌کشد.[۲۹] بعقیده لارا وسیا وگلییری، حتی اگر به این داستان شاخ و برگ داده شده باشد و جزئیاتی ساختگی به آن افزوده شده باشد، این داستان دارای ریشه‌ای تاریخی است.[۳]

 
نام فاطمه زهرا بر روی مهر نماز
سید جعفر شهیدی، نویسنده شیعه، تهدید به آتش زدن را تأیید می‌کند. از نظر او با توجه به اینکه شیعیان یا دسته‌های سیاسی موافق آنها در سنین اول هجرت نیرویی نداشته‌اند، جعل روایات مربوط به این رویداد ناممکن می‌نماید. به علاوه او بیان می‌دارد که برخی از این روایات در نوشتارهای مغرب اسلامی (اندلس) هم آمده‌است. اما در مورد اینکه «آیا بازوی دختر پیغمبر را با تازیانه آزرده‌اند»، یا «می‌خواسته‌اند با زور بدرون خانه راه یابند و او که پشت در بوده‌است، صدمه دیده» می‌نویسد «در آن گیر و دارها ممکن است چنین حادثه‌هایی رخ داده باشد».[۳۰]

به گفتهٔ دنیس صوفی، روایتِ طبری از گفته ابو بکر در بستر وفات «کاش خانهٔ فاطمه را، اگر هم به قصد جنگ بسته بودند، برنگشوده بودم» به طور تلویحی به این معناست که خانه فاطمه ممکن بوده به زور باز شده باشد.[۳۱] به گفته مادلونگ شواهدی وجود دارد که خانه فاطمه مورد تفتیش قرار گرفت.[۲۹]

درگذشت
 
نمایی از قبرستان بقیع محل دفن احتمالی فاطمه زهرا
 
مراسم فاطمیه - تهران (شهرقدس)
نوشتار اصلی: مرگ فاطمه زهرا
پس از حجة الوداع، محمد به فاطمه گفت که وی اولین نفر از خانواده‌اش است که پس از وفات به وی ملحق خواهد شد؛ محمد چند روز پس از آن درگذشت؛ فاطمه بسیار غم زده گشت[۳] و پس از مدتی درگذشت. بعضی منابع اولیه چنین می‌نماید که در پایان عمر، او با ابوبکر که تقاضای عیادت او را داشته‌است، آشتی می‌کند. اما اکثریت منابع چنین می‌نویسند که او تا پایان عمر، از ابوبکر عصبانی بود؛ به گفته دانشنامه اسلام فاطمه ۶ ماه پس از وفات پدرش درگذشت.[۳]

بگفتهٔ قول غالب، وفات او در آرامش بود. او خودش را با کمک همسرش شستشو می‌دهد و در آرامش به استقبال وفات می‌رود. اما این در تضاد با روایتی است که در منابعی مانند یعقوبی آمده‌است. این منابع چنین می‌گویند که زنان قریش و همسران محمد به دیدن فاطمه می‌آیند. اما فاطمه به اسما بیوه جعفر ابن ابی طالب، می‌گوید که از ورود آنان جلوگیری کنند. زیرا فاطمه در وضع بسیار بدی بود و در اثر بیماری بسیار نحیف شده بود. به مانند سایر اتفاقات زندگی خصوصی فاطمه وفات او نیز در هاله‌ای از ابهام است.[۳]

بروجردی، روحانی، شاهرودی و حسین خراسانی، روحانیان و مراجع شیعه، معتقدند که فاطمه در اثر صدمات و جراحات وارده که در حین رویداد خانه فاطمه اتفاق افتاد و منجر به شکستگی پهلو و سقط جنین وی گردید، کشته شده‌است. در عین حال این نویسندگان بر این نظر دارند که فاطمه بین ۷۵ تا ۹۵ روز پس از وفات محمد درگذشته‌است.[۳۲][۳۳][۳۴][۳۵][۳۶][۳۶][۳۷]

تدفین
به گفته ولیری، اکثریت منابع اولیه تدفین فاطمه را شبانه، مخفی و بدون حضور ابوبکر و عمر می‌دانند. اما نقل قول‌هایی نیز وجود دارد که ابوبکر در مراسم تدفین حضور داشته و نماز میت را او بر فاطمه خوانده‌است.[۳]

دنیس صوفی معتقد است به دلیل تواتر روایت‌های ناراحتی فاطمه از ابو بکر، به نظر می‌رسد مراسم کفن و دفن فاطمه به خواسته خود او در شب انجام شده تا ابو بکر به عنوان رئیس جامعه نتواند با مراسم تشییع او کاری داشته باشد.[۳۸]

محل دفن
تقریباً تمام منابع موافق هستند که فاطمه در قبرستان بقیع دفن شده‌است و به نوشته دانشنامه اسلامی بعضی منابع محل قبر را نیز مشخص می‌کنند. به نوشته این منابع محل دفن فاطمه درکنار مسجد رقیه (نام زنی که مسجد را بنا کرده‌است) در گوشه‌دار عقیل (برادر علی)، به فاصله هفت ذراع از خیابان است. اما طبق گفته سایر منابع بعد از دفن یا مدتی بعد از آن دیگر محل دفن نامعلوم بود. المسعودی می‌نویسد که مقبره‌ای وجود داشته‌است که در کتیبه موجود در آن مقبره نام فاطمه و سه نفر دیگر از خاندان علی به عنوان صاحبان مقبره نوشته شده بود (مسعودی تنها کسی است که چنین جزییاتی را بیان می‌کند. در این مقبره سه امام شیعه آرمیده اند و قبر دیگر امروزه به فاطمه بنت اسد منسوب است). المقدسی مقبره فاطمه را در فهرست مکانهایی قرار می‌دهد که در مورد آن اختلاف نظر وجود دارد اما محتمل است که فاطمه «فی الحجره» دفن شده باشد.[۳]

ویژگی‌های ظاهری و جسمانی
برخلاف خواهرش رقیه که منابع اولیه از زیبایی او سخن گفته‌اند، منابع در مورد ظاهر فاطمه سکوت کرده‌اند جز اینکه گزارش کرده‌اند که مانند محمد گام برمی‌داشته‌است. احادیثی در مورد رنجور و مریض بودن او را نمی‌توان قبول نمود و احتمالاً این احادیث به وضعیت‌هایی موقتی در زندگی فاطمه برمی گردد. اینکه فاطمه پنج بچه باردار شد، دوبار از مدینه به مکه رفت، و کار سخت او در خانه همه براین دلالت دارد که از سلامت در وضع جسمانی خوبی بسرمی‌برده‌است.[۳]

در منابع مذهبی
 
اثر خوشنویسی که در آن نامِ «فاطمه زهرا» نوشته شده‌است.
منابع مذهبی در مورد فاطمه بسیار فراوان می‌باشد. فاطمه در منابع مذهبی از اعضای اهل بیت پیامبر مسلمانان شمرده می‌شود و یکی از پنج نفر موسوم به آل کسا (آل عبا) و از افرادی که وجود نورانی او هزاران سال پیش از خلقت جهان توسط خداوند بوجود آمده‌است.[۷]

در منابع اهل سنت بر روی شخصیت او به عنوان بانویی پرهیزکار با ایمان تأکید می‌شود. این منابع بخصوص بر دختر پیامبر مسلمانان، زندگی زاهدانه او، و الگوی تقوا تأکید دارند.[۷] طبق گفته ورنا کلم منابع اهل سنت همچنین نقل می‌کنند که محمد فاطمه را سرور زنان همه جهانیان خوانده است. در برخی از منابع اشاره شده که او سرور زنان بهشتی (منهای مریم) و در برخی دیگر او سرور زنان همه عوالم است.[۳۹]

در نزد شیعیان دوازده‌امامی فاطمه شخصیتی آسمانی دارد، هرچند اولین گزارش‌ها و همچنین حدیث‌های منتسب به وی در مقایسه با سایر ۱۳ معصوم شیعه بسیار محدودتر می‌باشد. فاطمه به دلیل همسربودن با علی، نزد شیعیان جایگاه والایی دارد و به همین سبب بسیاری از روایات زندگی وی را با شکوه نشان می‌دهند.[۱] ابن عیاث و ابن بابویه نام او را به مانند نام سایر آل عبا برگرفته از یک نام قدسی می‌دانند (الفاطر=خالق) حسن العسکری و فرات بن ابراهیم می‌نویسند که از میان نام‌هایی که خدا به آدم (اولین انسان) آموخت نام آل عبا و من‌جمله فاطمه بود.[۷]

فاطمه به عنوان «مادر امامان»، جایگاه ویژه‌ای در بینش شیعه دارد. او به عنوان تنها فرزند بازمانده محمد، همسر علی و مادر حسن و حسین، دارای جایگاه منحصربه‌فردی بین شیعیان است. خلافت فاطمیان بر اساس نام او بنا شده‌است. تفکرات این فرقه در فرقه اسماعیلیه نیز ادامه یافت. بنا به دیدگاه شیعیان، فاطمه شخصیتی مطهر، معصوم و به عنوان الگویی برای زنان مسلمان مطرح است. در منابع شیعه، بر شفقت و بخشندگی‌اش در عین تنگدستی که داشت، تاکیدشده‌است.[۴۰]

در نوشته‌های دینی مانند نوشته‌های ابن‌بابویه و فرات بن ابراهیم تولد او معجزه‌گونه‌است. منشأ او میوه‌ای است از بهشت که معمولاً سیب یا خرما دانسته می‌شود که محمد در هنگام معراج آنرا خورده‌است. بنابر حدیثی این میوه قبلاً با شهد و شیرینی که از بال جبرئیل منشأ گرفته‌است تماس داشته‌است. به نوشته ابن رستم طبری در دلایل الامامه و حسین ابن عبدلوهاب در عیون المعجزات به همین دلیل بوده‌است که پیامبر مسلمانان همیشه می‌گفته‌است فاطمه مخلوقی آسمانی در قالب انسان است. او رایحه بهشت را دارد و نام او در بهشت موجود است (معمولاً منصوره). فاطمه با مادرش هنگامی که در رحم بوده سخن می‌گفته‌است. تمام بانوان پرهیزکار از جمله سارا، آسیه، صفورا و مریم مادر عیسی مسیح در هنگام تولدش حاضر بودند. این زنان به خصوص مریم همیشه با فاطمه گره خورده‌اند و البته فاطمه همیشه برتر از همه آنها می‌باشد. به نوشته ابن شهرآشوب فاطمه در هنگام تولد اسرار الاهی و وقایع آینده را بازگو کرد و در این هنگام دنیا غرق در نور می‌شود.[۷]

در باورهای عامیانه و افسانه‌ها
برخلاف منابع تاریخی کمی که در مورد فاطمه در دسترس می‌باشد، درجه اهمیت فاطمه در باورهای عامه و داستان‌های موجود در جهان اسلام جالب توجه می‌باشد. به نوشته جین کالمارد در دانشنامه ایرانیکا، در اینگونه داستان‌ها معمولاً آنچه که وی قسمت‌های «ناخوشایند» می‌نامد (مانند کشمکش‌های وی با علی) محو می‌شود و در عوض مواردی که وی آن‌ها را «به سود» فاطمه می‌نامد (مانند شجاعت او در هنگام رویارویی در برابر ابوبکر در مورد فدک) بزرگ نشان داده می‌شود. به علاوه، این داستان‌ها انواع کرامات، معجزات، و حکایات در مورد تولد، نامزدی، ازدواج، بکارت، بارداری، مادری و قدرت فاطمه را به تفصیل شرح داده‌اند.[۴۱]

هانری کربن تناظری بین فاطمه در متون مذهبی و آناهیتا، الههٔ باروری و آب‌های روان در ایران باستان، مشاهده نموده‌است. ویلهلم ایلرز در مطالعاتش بر روی منابع شیعه، بر این ارتباط تأکید و اشاره می‌کند که در این منابع آب‌های بهشت و زمین و نمک، جزئی از مهریه فاطمه بوده‌است. همچنین در اعتقادات عوامانه فاطمه و در آئین‌هایی که به باروری مرتبط است با عناصری که سمبل باروری هستند در ارتباط می‌باشد، مانند رنگین کمان، گل یاسمن و انار.[۴۱]

لغتنامه دهخدا
پرش به بالا ↑ فرهنگ جامع نوین، ج ۲، ص ۱۱۹۱.
پرش به بالا ↑ سید جعفر شهیدی، زندگانی فاطمهٔ زهرا علیهاالسلام، ص ۳۴.
↑ پرش به بالا به: ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ ۷٫۳ ۷٫۴ ۷٫۵ ۷٫۶ ۷٫۷ ۷٫۸ AMIR-MOEZZI، Fatima i. IN HISTORY AND SHIʿITE HAGIOGRAPHY، 400-404.
پرش به بالا ↑ Jean Calmard, FĀṬEMA, دانشنامه ایرانیکا، December 15, 1999.
پرش به بالا ↑ دانشنامه انکارتا
پرش به بالا ↑ Parsa, 2006, pp. 8-14
پرش به بالا ↑ Ordoni (1990) pp.42-45
پرش به بالا ↑ Ordoni (1990) p.۳۲
پرش به بالا ↑ Ghadanfar, ‎Mahmood Ahmad. Great Women of Islam. Darussalam. ISBN 9960-897-27-3.
پرش به بالا ↑ Ruth E. Rowe- 2008, Lady of the women of the worlds, The University of Arizona. Near Eastern Studies, page 33
پرش به بالا ↑ نسائی، سنن، ج ۲، ص ۳۱
پرش به بالا ↑ آمالی طوسی، ص 39، ح 44
پرش به بالا ↑ Soufi، The Image of Fatima in Classical Muslim Thought، 37.
پرش به بالا ↑ Soufi، The Image of Fatima in Classical Muslim Thought، 51.
پرش به بالا ↑ Soufi، The Image of Fatima in Classical Muslim Thought، 51-52.
↑ پرش به بالا به: ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ Ideas, Images, and Methods of Portrayal, Brill publication. Chapter 9, IMAGE FORMATION OF AN ISLAMIC LEGEND: Fatima, The daughter of The Prophet Muhammad, by Verena Klemm. pp 177-178
پرش به بالا ↑ Soufi، The Image of Fatima in Classical Muslim Thought، 59-60 , 64-65 , 202.
پرش به بالا ↑ الغدیر علامهٔ امینی، ج 6، صص 334–338
پرش به بالا ↑ تقی‌زاده داوری، محمود، تصویر حضرت محمد صلی الله علیه و آله و حضرت زهرا علیها السلام در دائرةالمعارف اسلام (ترجمه و نقد)، ص 266
پرش به بالا ↑ شهیدی، جعفر. زندگانی فاطمه زهرا. چاپ سی و پنجم. تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۹. صص ۸۸–۹۲. ISBN 964-430-158-7.
پرش به بالا ↑ Karen Ruffle, “May Fatimah Gather Our Tears: The Mystical and Intercessory Powers of Fatimah al-Zahra in Indo-Persian Shiʿi Devotional Literature and Performance. ” Comparative Studies of South Asia, Africa and the Middle East 30:3 (November 2010): 386-397.
پرش به بالا ↑ Karen Ruffle, “May You Learn from Their Model: The Exemplary Father-Daughter Relationship of Mohammad and Fatima in South Asian Shiʿism. ” Journal of Persianate Studies 4 (2011): 12-29.
پرش به بالا ↑ زندگانی حضرت زهرا نوشته سید جعفر شهیدی قابل دسترسی در اینجا ص ۱۹
پرش به بالا ↑ Soufi، The Image of Fatima in Classical Muslim Thought، 206.
↑ پرش به بالا به: ۲۹٫۰ ۲۹٫۱ Madelung, 1997, p. 43
پرش به بالا ↑ زندگانی حضرت زهرا نوشته سید جعفر شهیدی قابل دسترسی در اینجا صص ۱۶، ۱۹ و ۲۰
پرش به بالا ↑ Soufi، The Image of Fatima in Classical Muslim Thought، 84.
پرش به بالا ↑ آیت‌الله بروجردی
پرش به بالا ↑ آیت‌الله روحانی
پرش به بالا ↑ آیت‌الله شاهرودی
پرش به بالا ↑ شبکه قرآن
↑ پرش به بالا به: ۳۶٫۰ ۳۶٫۱ وب‌گاه حوزه علمیه قم
پرش به بالا ↑ آیةالله حسین وحید خراسانی٬فاطم-حلقه وصل رسالت و امامت٬مدرسة المام باقر العلوم٬چاپ اول ۱۳۹۱٬صفحه ۷۳ و ۷۴
پرش به بالا ↑ Soufi، The Image of Fatima in Classical Muslim Thought، 126.
پرش به بالا ↑ Ideas, Images, and Methods of Portrayal, Brill publication. Chapter 9, IMAGE FORMATION OF AN ISLAMIC LEGEND: Fatima, The daughter of The Prophet Muhammad, by Verena Klemm
پرش به بالا ↑ John Esposito (1998), p.112
↑ پرش به بالا به: ۴۱٫۰ ۴۱٫۱ CALMARD، Fatima ii. IN MYTH, FOLKLORE, AND POPULAR DEVOTION، 400-404.
پرش به بالا ↑ سعید عاکف. خاک‌های نرم کوشک. مشهد: انتشارات ملک اعظم، ۱۳۸۷. ۷۴.

منبع: ویکی پدیا

انتهای پیام/حاجیلو

مدارس علمیه مکانی برای رسیدن به کمال/ امام راحل پس از خودسازی و تهذیب نفس دنیا را ساخت

نوشته شده توسطمدرسه علمیه الزهرا (س) فامنین 20ام بهمن, 1395

بسمه تعالی

امام جمعه شهرستان فامنین ضمن تبریک ایام مبارک دهه فجر بیان کرد: مکان مقدس مدارس علمیه جایی برای تهذیب نفس و خودسازی بوده و انقلاب عظیم اسلامی ایران ثمره حوزه هاست.

 

به مناسبت ایام مبارک دهه فجر در مدرسه علمیه الزهرا(س) شهرستان فامنین، مراسم جشن با شکوهی، با موضوع معرفی مکان حوزه ها و عملکردهای مدارس علمیه، برگزار شد. در این مراسم که با حضور خواهران طلبه، اساتید، مدیر و معاونان مدرسه برگزار شد، از مدارس راهنمایی و دبیرستان ها نیز به عنوان مهمانان ویژه دعوت شده بود.

حجت الاسلام والمسلمین رضا مصباح به عنوان سخنران مراسم، با اشاره به وصف معنوی مکان های مقدس مدارس علمیه، گفت: جهانگیر خان قشقایی که یکی از تار زنان بود و وقتی تارش را برای تعمیر به بازار اصفهان می برد و در آنجا با عالمی برخورد می کند و از وی در باره ی حوزه می پرسد که اینجا کجاست و عالم به او می گوید، که در حوزه تار دل را درست می کنند. این حرف بر دل جهانگیر خان می نشیند و نامه ای به پدرش می نویسد و می گوید تا تار دلم درست نشود من برنمی گردم.

 

وی افزود: ایشان از نظر مقام معرفت و قرب الهی به جایگاهی رسیدند که وقتی عبادت می کردند، تمام موجودات با صدای بلند با او همنوا می شدند و می گفتند؛ صبوح قدوس … نوری که از حجره جهانگیر خان قشقایی بر آسمان می تابید نشانه این بود که او تار دلش را درست کرده است.

 

امام جمعه فامنین با اشاره به زمان ثبت نام و ادامه تحصیل در حوزه های علمیه، در حضور دانش آموزان مدارس راهنمایی سمیه و دبیرستان فرزانگان، ادامه داد: گاهی ما فقط جلوی پای خود را می بینیم. اگر با نگاه خدایی بنگریم، نگاهمان به  مدارس علمیه طوری خواهد شد که هیچ جای دنیا مثل مکان حوزه، برای خود سازی و رسیدن به کمال نمی یابیم. اگر می خواهید راهتان را درست انتخاب کنید، خوب فکر کنید

 

حجت الاسلام مصباح تصریح کرد: گاهی در فضاهایی نگه داشتن ایمان سخت شده است و انصافا اگر دقت کنیم علمای ما و امام ما، که دنیا را تکان دادند. همان در حوزه ها تار دلشان را درست کردند. انقلابی که عالم را تکان داده و وسعت ایران را از یمن و افغانستان تا آفریقا و آمریکا برده، انقلاب ایران است.

 

وی یا بیان خصلت های معنوی و شخصیتی امام راحل اذعان کرد: امام از لحاظ مادی چیزی نداشت و با اتکا به خداوند متعال بعد از تهذیب نفس و خود سازی دنیا را ساخت. اگر می خواهیم دو روز دنیا آرامش داشته باشیم آرامش هم به جز یاد خدا هیچ جا پیدا نمی شود. پس اگر می خواهیم انسان باشیم و به حقیقت برسیم سعی کنیم، از عمر خود در راه کسب حقیقت بهره ببریم. عمر ما فرصت تجربه کردن را ندارد و فرصتی که داریم با چشم به هم زدن تمام می شود. سعی کنید مباحث را ده بار تجربه نکنید و از تجربه دیگران استفاده کنید.

 

استاد اخلاق مدرسه علمیه الزهرا(س) یاداور شد: بعضی وقت ها نیاز نیست که شما تجربه کنید و باید از فرصت ها به خوبی استفاده کنید. تا تاریخ، تاریخ هست امام هست و همه به برکت حوزه ها بوده و به برکت اعتقادات عمیق علمای اسلام بوده است. الهی ایمان ما مستحکم و قدم هایمان خیر باشد و بتوانیم راه درست را دریابیم.

 

انتهای پیام/حاجیلو

کارگاه آموزشی پیشگیری از بیماری های زنان با حضور کارشناس مامایی

نوشته شده توسطمدرسه علمیه الزهرا (س) فامنین 16ام بهمن, 1395

بسمه تعالی

کارگاه آموزش پیشگیری از بیماریهای زنان در مدرسه علمیه الزهرا(س) شهرستان فامنین با حضور خواهران طلبه و کارشناس مامایی برگزار شد.

 

کارشناس مامایی با بیان آمار بالای بیماری سرطان سینه و رحم در بین زنان، گفت: خطری که برای همه خانم ها محسوب می شود و برای جلوگیری از آن راه هایی مناسب باید در نظر گرفته شود. سرطان سینه و رحم تهدیدی خطرناک و دردناک برای خانم هاست که باید علل اصلی آن شناخته شود.

وی افزود:تا کنون چندین نوع سرطان در دنیا شناخته شده است و برخی از آن ها مربوط به ژنتیک و جنسیت است که این افراد باید مراقبت بیشتری از خود داشته باشند.

مسلم است که هر نوع سرطانی با یک سرسی از کارها و رفتار های کاملا غلط و ناآگاهانه رخ می دهد که با شناخت عوامل آن و درمان به موقع می توان از بروز مشکلات غیر قابل جبران جلوگیری کرد.

سرطان سینه یکی از شایع ترین سرطانها در بین زنان است و متاسفانه در ایران سن ابتلا به آن 5 سال پایین تر از سطح جهانی است و در حال حاضر سن ابتلا به این بیماری بین 45 تا 55 سال است، در صورتی که در کشورهای دیگر بین 55 تا 60 سال است.

سرطان سینه را می توان در 4 مرحله بررسی کرد؛ در مرحله اول که به راحتی قابل درمان است و مراحل بعدی که استفاده از شیمی درمانی و جراحی است و مرحله چهارم که دیگر بیماری به حدی رشد کرده و به راحتی قابل درمان نیست.

سرطان نوعی رشد و ایجاد هرج و مرج و خارج شدن سلولهای بدن از روند طبیعی است و مطالعات نشان داده است بین 3 زن یک نفر دچار این بیماری خواهد شد . پس مراقبت از سلامتی و حفظ وزن مناسب و ورزش کردن از بروز بیماری تا حدودی جلوگیری خواهد کرد.

سرطان رحم با یک آزمایش ساده پاپ اسمیر در سنین مختلف قابل شناسایی و پیشگیری می باشد که زنان باید به این نکته توجه داشته باشند تا بتوانیم یک زندگی آسوده و سالمی داشته باشیم.

 

 

 نوشته: طاهره حاجیلو